بعد از گذشت تقریبا دوسال سلامآخرین مطلب وبلاگ رو که خوندم یادم اومد که آخرین بار به شدت از خیلی چیزا درمانده و عصبی بودمواقعا
روزهای سختی رو پشت سر گذاشتمبالا و پایینهای زیادی رو به چشم دیدماما بالاخره فرشته نجات من هم رسیدفرشته ای که هرچی از خوبی خودش و خونواده اش یگم کم گفتمفعلا مفصل نمیتونم توضیح بدم چون زیاد توان نشستن ندارم (دارم مادر میشم)بعد از تحمل سی و سه سال سختی های پی در پی روزهای خوش من دو سالی میشه که رسیدهولی چقد نامرد بودم که چیزی درباره اشون ننوشتم :| پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن...
ما را در سایت پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1402 ساعت: 15:00